الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

169

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

زرعة بن تبّان اسعد ، مكنى به ابو نواس ، به حكومت رسيد . در زمان وى دين مسيحيت در نجران شايع شده بود . ابو نواس مسيحيان را دستگير مىكرد و در گودال آتش مىسوزانيد . ابن هشام از ابن اسحاق « 1 » و طبرى از او و از كلبى « 2 » روايت مىكند كه زرعة ذو نواس به يهوديت گرويد و نام يوسف بر خود گذاشت . همين بر مسعودى مشتبه شده است و او را يوسف ذو نواس بن زرعه ذكر كرده است . « 3 » ( 1 ) أصحاب اخدود قمى در تفسيرش با اسناد از عطا از ابن عباس نقل مىكند كه ذو نؤاس كه آخرين پادشاه يمن از حميرىها بود ، يهودى شد و حميرىها هم به تبع او يهودى شدند . او خودش را يوسف ناميد و مدتى از پادشاهىاش به همين منوال گذشت تا اين كه مطلع شد كه در نجران ، عده‌اى هنوز بر دين نصرانيت باقى هستند و به عيسى عليه السّلام و حكم كتاب انجيل ايمان دارند و رهبرشان عبد الله بن بريا « 4 » مىباشد . همين وى را واداشت كه به همراه عده‌اى از علماى يهودى به نجران بيايد و

--> ( 1 ) . سيرهء ابن اسحاق ، ج 1 ، ص 31 ، 32 . ( 2 ) . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 119 . ( 3 ) . مروج الذهب ، ج 2 ، ص 52 . ( 4 ) . تفسير قمى ، ج 2 ، ص 414 . و عياشى در تفسيرش به اسناد از جابر از امام باقر عليه السّلام نقل كرده است كه حضرت على عليه السّلام نامه‌اى را به اسقف نجران فرستاد و از وى دربارهء اصحاب أخدود سؤال كرد . اسقف در جواب چيزهايى را نوشت ؛ ولى حضرت على عليه السّلام گفت : قضيه به اين صورت كه تو مىگويى نبوده است و من دربارهء آن تو را با خبر مىكنم : خداوند مردى حبشى را به پيامبرى مبعوث كرد . - و آنان هم حبشى بودند - آنها وى را تكذيب كردند و او به جنگ با آنها برخاست . در اين ميان عده‌اى از اصحابش را كشتند و او را به همراه عده‌اى ديگر اسير كردند . سپس گودال بزرگى حفر كردند و آن را پر از آتش نمودند و آنگاه مردم را جمع كردند و گفتند : هر كسى كه پيرو دين ما است ؛ خود را كنار بكشد و هر كسى كه پيرو دين اين پيامبر است ؛ بايد خودش را به داخل آتش پرتاب كند ! و اصحاب آن پيامبر خودشان را به داخل آتش مىانداختند ! در اين هنگام زنى به جلوى گودال آمد كه طفلى يك‌ماهه در بغل داشت . او وقتى كه مىخواست خود را در آتش بيندازد ، ترسيد و دلش به حال نوزادش سوخت ؛ اما آن طفل كوچك فرياد زد كه اى مادرم ! نترس و مرا و خودت را در آتش بينداز . به خدا قسم كه اين بلا در راه خدا بسيار كوچك و آسان است ! پس مادرش ، خود را به همراه فرزندش در آتش انداخت . علامه طباطبائى اين را در تفسيرش ذكر كرده و سپس گفته است : اين مطلب را سيوطى در الدر المنثور به دو طريق از حضرت على عليه السّلام و نيز از امام حسن عليه السّلام نقل كرده است ( الميزان ، ج 20 ، ص 257 ) . و دنبالهء خبر